پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۵

چشم خوش پر شعبده مست تو نازم

و آن غمزهٔ خونریز زبردست تو نازم

بستی چو گشادی گره از زلف بر ابرو

قربان گشاد تو شوم بست تو نازم

دلهای خلایق همه از پای در افتاد

زان شانه که بر زلف زدی دست تو نازم

برخواست ز جام غم و پیکان تو بنشست

تیری که زدی بر دل من شست تو نازم

از پای در افتاد هر آنکس که سری داشت

طرز نگه چشم سیه مست تو نازم

زد بر صف عشاق وصف خویش نگه داشت

خونریزی مژگان زبر دست تو نازم

کردی نگهی خفیه دل فیض ربودی

چشم خوش پر شعبدهٔ مست تو نازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۷من واله جمال فروزان یک کسم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۸قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۹بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۰من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۱چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲تا من نشوم بیخود هشیار نمی‌باشم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳چون غمی زور آورد خود را به صحرا می‌کشم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴از معانی مغز بیرون می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.