پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۴

الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورم

مگر می وارهاند جان از این غمهای پر زورم

الا یا ایها الناصح مکن منعم ز میخانه

که من موسی و این ارض مقدس هست چون طورم

الا یا ایها الواعظ تو از تقصیر من بگذر

که من در عشق و زیدن بجان تو که معذورم

اگر رندم و گر رسوا اگر مستم و گر شیدا

اسیر عشقم و در مذهب عشاق مغفورم

نه شمع روی او بینم نه گل از گلشنش چینم

نیم پروانه یا بلبل ز بزم وصل او دورم

الا یا ایها الاحباب اغیثونی اغیثونی

که در ظلمت سرای تن غریب و زار و مهجورم

اگر گویم و گر نالم از آن منعم مکن ای فیض

که با بیگانه همراز و ز یار آشنا دورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۶اگر آهی کشم دریا بسوزم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۷من واله جمال فروزان یک کسم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۸قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۹بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۰من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲تا من نشوم بیخود هشیار نمی‌باشم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳چون غمی زور آورد خود را به صحرا می‌کشم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.