پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳

آمده‌ام بدین جهان تا که ز نی شکر برم

نامده‌ام که از شکر قصه برم خبر برم

چیست شکر دهان او نی غم آن دهان او

این نی پر گره به هم در شکنم شکر برم

جهد کنم در این سفر تا که ذخیره را بسی

تنگ شکر ز معدنش بر سر یکدگر برم

بسته کمر به بندگی ناله‌کنان ز خود تهی

لب به لبش چو نی نهم از لب او شکر برم

دوست چو مغز من شود پوست بیفکنم ز خود

تا که نماید آن من بی‌صدفی گهر برم

آمده بسته‌ام کمر خدمت پادشاه را

تا که ز یُمنِ دولتش تاج برم کمر برم

سر بنهم به پای او دل بنهم برای او

جان بدهم برای او خدمت او به سر برم

ظلمت و نور و خیر و شر هست درون یکدگر

نور کشم ز ظلمت و خیر ز شر به در برم

هر چه درین سرا بود جمله از آن ما بود

آمده‌ام که مال خود جمع کنم به در برم

دیدهٔ جان گشوده‌ام بو که در آید از درم

تخم ولاش کشته‌ام تا که از او ثمر برم

مونس و غمگسار من نیست به جز خیال او

گر نبُوَد خیال او با که دمی به سر برم

کی بُوَد آنکه وصل او روزیِ جان من شود

بوسه زنم بر آن دهان غصه ز دل برون برم

دوست به دست آورم نیست به هست آورم

جان که به زیر آمده باز سوی زبر برم

این غزلم جواب آنکه عارف روم گفته فیض

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۵چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۶اگر آهی کشم دریا بسوزم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۷من واله جمال فروزان یک کسم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۸قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۹بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۰من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲تا من نشوم بیخود هشیار نمی‌باشم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.