پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۲

ز تو ای گشاد دلها همه کار بسته دارم

ز تو ای دواء و درمان دل و جان خسته دارم

بامید آنکه شاید بهوای تو ببندم

همه تار و پود خود را ز جهان گسسته دارم

نه نگاه نیم مستت دل من بجا گذارد

نه ز بند شست زلفت سر موی رسته دارم

همه رنج و محنت و غم همه درد و سوز و ماتم

سپه بلای عشقت بدلم نشسته دارم

بتو بسته‌ام دلی را که شکسته است صد جا

بپذیر عذرم ای جان که شکسته بسته دارم

بشکیب تا بسوزد دل و جان در آتش او

دل و جان چسودای فیض که ز غیر رسته دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورم
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۵چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۶اگر آهی کشم دریا بسوزم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۷من واله جمال فروزان یک کسم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۸قلم گرفتم و گفتم مگر دعا بنویسم
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۹بدوست حال دل سوگوار را چه نویسم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۰من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۱چه میشود که مقیم در جناب تو باشم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.