پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۷

از بوی می عشق برنگ آمده‌ام

باز شه عشق را بچنگ آمده‌ام

کی باشد عاشقی دچارم گردد

از صحبت عاقالان بتنگ آمده‌ام

شد خسته بخار زهد اول قدمم

ره را همگی بپای لنگ آمده‌ام

مقصد بنگر ز سختی راه مپرس

در هر قدمی پای بسنگ آمده‌ام

عمرم به شتاب رفت هنگام شباب

پیرانه سر این ره به درنگ آمده‌ام

در صورت اگر بعاقلان می مانم

در معنی لیک شوخ و شنگ آمده‌ام

در سینهٔ دوستان سردوم چونفیض

در دیدهٔ دشمنان خدنگ آمده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۹در دل توئی در جان توئی ای مونس دیرینه‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۰میدمد هر دم خیالت روحی اندر قالبم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۱گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۲تا بعشق تو جان و دل بستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۳کبیره‌ایست که خود را گمان کنم هستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۴من هماندم که با تو پیوستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۵نه من امروز به دل نقش خیالت بستم
  8. غزل شمارهٔ ۵۸۶در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.