پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴

من هماندم که با تو پیوستم

مهر از هرچه جز تو بگسستم

تا گشادم بکوی عشقت پای

رفت تقوی و دانش از دستم

بگسستم ز خویش و بیگانه

روز اول که با تو دل بستم

هیچ طرفی نبستم از عشقت

غیر ازین کو دو کون بگسستم

چونکه نتوانم از تو دل برداشت

بر جفای تو نیز دل بستم

ساغرم گر دهی و گر ندهی

که ز چشمان مست تو مستم

گفته بودی ز چیست خستگیش

خستگیهای چشم تو خستم

بسته تر شد ز پیچش زلفت

کو امید خلاص ازین شستم

فیض چون زلف تست کافر اگر

یکسر موی از غمت رستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۶در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۷از می لعل لب و نوش دهانت مستم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۸پیشتر ز افلاک شور عشق بر سر داشتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۹یکبوسه از آن دو لب گرفتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۰نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۱بیاد منزل سلمی بر اطلال و دمن گردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۲غم عشقت به حلاوت خورم و دلشادم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۳دم به دم از تو غمی می‌رسد و من شادم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.