پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۵

نه من امروز به دل نقش خیالت بستم

روزگاریست که از بادهٔ عشقت مستم

کردم آلوده به می جامهٔ تقوی و صلاح

آه گر دامن پاک تو نگیرد دستم

نسبت قد تو با سرو صنوبر کردم

پیش چشم تو ز کوته‌نظری‌ها بستم

بستم این عهد که پیمانه‌کشی ترک کنم

باز در عهد تو پیمان‌شکن آن بشکستم

محتسب بهر خدا هیچ مگو با خود باش

که من از روز ازل آنچه نمودم هستم

نه من امروز شدم عاشق و پیمانه‌پرست

از دم صبح ازل تا به قیامت مستم

فیض تا چند به زنجیر خرد باشد بند

شکر لله که دیوانه شدم وارستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۷از می لعل لب و نوش دهانت مستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۸پیشتر ز افلاک شور عشق بر سر داشتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۹یکبوسه از آن دو لب گرفتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۰نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۱بیاد منزل سلمی بر اطلال و دمن گردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۲غم عشقت به حلاوت خورم و دلشادم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۳دم به دم از تو غمی می‌رسد و من شادم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۴من ببوی خوش تو دلشادم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.