پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۶

در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم

احرام طواف حرم کوی تو بستم

آتش زدم آن خرقه پشمینه سالوس

بر سنگ زدم شیشه تقوی و شکستم

رندی و نظر بازی و شیدایی و مستی

چندین هنر استاد غمت داد بدستم

از مسجدو محراب شدم سوی خرابات

تسبیح بیفکندم و زنار به بستم

بفروختم آن زهد ریا را بمی لعل

اکنون بدر میکده ها باده بدستم

بودم به صلاح و ورع و زهد گرفتار

صد شکر که عشق آمد و زین جمله برستم

چون فیض بریدم ز همه خلق به یکبار

بر خواستم از خود به ره دوست نشستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۸پیشتر ز افلاک شور عشق بر سر داشتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۹یکبوسه از آن دو لب گرفتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۰نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۱بیاد منزل سلمی بر اطلال و دمن گردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۲غم عشقت به حلاوت خورم و دلشادم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۳دم به دم از تو غمی می‌رسد و من شادم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۴من ببوی خوش تو دلشادم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۵چو دل در عشق می‌بستم ز خود خود را رها کردم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.