پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴

من ببوی خوش تو دلشادم

ور نه از خود گرهی بر بادم

شوم از خویش بهر لحظه خراب

کند آن لطف خفی آبادم

بی نسیمت بردم باد صبا

لطف کن تا ننهی بر بادم

ای خوش آندم که مرا یاد کنی

ای که یکدم نروی از یادم

لطف پنهان ز دلم باز مگیر

که درین لطف نهانی زادم

لطف تو گر نبود با غم تو

قهر این غم بکند بنیادم

نرسی گر تو بفریاد دلم

از فلک هم گذرد فریادم

بیستون غمت و تیشهٔ صبر

که تو شیرینی و من فرهادم

کمر بندگیت بست چو فیض

از غم هر دو جهان آزادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۶رسید از دوست پیغامی که مستان را نظر کردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۷دل و جان منزل جانانه کردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۸گران شد بر دل من تن بیا تن گرد جان گردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۹نگاهی کن که شیدای تو گردم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۰درین گلشن من بیدل به بوی یار می‌گردم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۱من دیوانه گرد هر پری‌رخسار می‌گردم
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۲ای جان مردم جانان مردم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۳تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.