پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲

ای جان مردم جانان مردم

بادا فدایت صد جان مردم

جان خود چه باشد تا خوانمت جان

بهتر ز جان چیست تو آن مردم

اظهار حاجت پیشت چه حاجت

ای بر تو پیدا پنهان مردم

ای بر تو آسان دشوار هرکس

ای بیتو دشوار آسان مردم

آسان کن ای دوست دشوار ما را

دشوار مپسند آسان مردم

ای بی‌تو ما را نی سر نه سامان

هم تو سری هم سامان مردم

ای کفر زلفت ایمان عشاق

آیات حسنت قرآن مردم

ای زلفت شستت صیاد دلها

وی چشم مستت فتان مردم

ای نور و بینش در چشم مردم

در چشم مردم انسان مردم

در جسم مردم هم جان و هم دل

هم جان مردم ایمان مردم

سوز دلم را درد تو سازد

ای درد عشقت درمان مردم

زان شکر لب کامی نیابند

بر لب نیاید تا جان مردم

در مطبخ عشق خونابه دل

مستغیم کرد از خوان مردم

در کعبه وصل بر رسم عیدی

جز جان چه باشد قربان مردم

ای فیض را تو آغاز و انجام

هم مبدائی و هم پایان مردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۴همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵خم ابروی تو محراب رکوع است و سجودم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۶من تاب فراق تو ندارم
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۷من و عشق و مستی عشق بجز این هنر ندارم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۸امروز دگر در سر سودای دگر دارم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۹لبکی چون شکر هوس دارم
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۰ناله‌ای با اثر هوس دارم
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۱صنمی ماه رو هوس دارم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.