پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۶

من تاب فراق تو ندارم

نقش تو بسینه می‌نگارم

باشد روزی رخت به بینم

تا جان بلقای تو سپارم

شد در رگ و ریشه تیر عشقت

از هم بگسست پود و تارم

از بادهٔ آن دو چشم مستت

گه سر خوش و گاه در خمارم

وز بوی دو زلف عنبرینت

آشفته و مست و بیقرارم

وز لعل لب شکر فروشت

تلخ است مذاق انتظارم

جز وصل تو مقصدی ندارم

جز یاد تو مونسی ندارم

دیریست که در سر من این هست

کاندر قدم تو جان سپارم

لطفی لطفی که سوخت جانم

رحمی رحمی که سخت زارم

باران کرم ببار بر فیض

آبی آور بروی کارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۸امروز دگر در سر سودای دگر دارم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۹لبکی چون شکر هوس دارم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۰ناله‌ای با اثر هوس دارم
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۱صنمی ماه رو هوس دارم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۲ز تو ای گشاد دلها همه کار بسته دارم
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۳آمده‌ام بدین جهان تا که ز نی شکر برم
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۴الا یا ایها الساقی بده جامی که مخمورم
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۵چشم خوش پر شعبده مست تو نازم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.