پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴

همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم

بکمینگه وصالت همه انتظار بودم

بفغان گهی و گاهی بطرب ترانه کردم

که مگر تو رحم آری همه نغمهٔ سرودم

بخیال من که هر دم بره تو میدهم جان

بگمان تو که هرگز بتو آشنا نبودم

دل و جان و دین و دنیا خرد و صلاح و تقوی

بره تو رفته رفته همه رفت هر چه بودم

چکنم دلم نخواهد ز جهان به جز تو یاری

بیکان یکان نشستم همه را بیازمودم

نرود ز آینه دل سبحات عکس رویت

که بصیقل جمالت دل تیره را زدودم

چو حدیث جانفزایت نشنید گوش جانم

چو تو دلبری ندیدم همه را بخود نمودم

شب فرقت تو آمد بدلم هزار عقده

بتو چشم چون گشودم همه عقدها گشودم

دل فیض بیخودانه بهوای تست در رقص

که تو شمع و من بگرد سر تو مثال دودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۶من تاب فراق تو ندارم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۷من و عشق و مستی عشق بجز این هنر ندارم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۸امروز دگر در سر سودای دگر دارم
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۹لبکی چون شکر هوس دارم
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۰ناله‌ای با اثر هوس دارم
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۱صنمی ماه رو هوس دارم
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۲ز تو ای گشاد دلها همه کار بسته دارم
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۳آمده‌ام بدین جهان تا که ز نی شکر برم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.