پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۰

درین گلشن من بیدل به بوی یار می‌گردم

پی گنجی درین ویرانه همچون مار می‌گردم

سپهر عالم جانم طرار نقش امکانم

به گرد مرکز توحید چون پرگار می‌گردم

بلی‌گوی و بلاجویم قضا چوگان و من گویم

برای خود نمی‌پویم به حکم یار می‌گردم

بری زین باغ تا چینم هزاران جور می‌بینم

برای آن گل خودرو به گرد خار می‌گردم

نپیچم روی از تیرش نپرهیزم ز شمشیرش

سر از بهر فدا دارم پی این کار می‌گردم

قرار و صبر برد از من تمنای وصال او

هوای آشیان دارم که چون طیار می‌گردم

به نزد دوست خواهم شد برای تحفه مجلس

دُری شایسته می‌جویم درین بازار می‌گردم

دوای درد عاشق را مگر یابم نشان از کس

درین بازار در دکان هر عطار می‌گردم

نیاید بر منش رحمی طبیب عشق را هرچند

درین بازار عطاران من بیمار می‌گردم

قلندر نیستم گرچه در صورهٔ لیک در معنی

ورای عالم صورت قلندروار می‌گردم

عزیز هردو عالم می‌شوم چون خاک ره گردم

چو عزت‌جو شوم در هردو عالم خوار می‌گردم

جهان بر من شود حاکم چو او را دوست می‌دارم

برد فرمان من عالم چو زو بیزار می‌گردم

زنم بر عالم استغنا قناعت چون کنم پیشه

شوم محتاج هر ناکس چو بر دینار می‌گردم

به غفلت عمر خواهد رفت بس کن گفت‌و‌گو ای فیض

چو از دستم نیامد کار بر گفتار می‌گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۲ای جان مردم جانان مردم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۳تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۴همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۵خم ابروی تو محراب رکوع است و سجودم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۶من تاب فراق تو ندارم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۷من و عشق و مستی عشق بجز این هنر ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۸امروز دگر در سر سودای دگر دارم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۹لبکی چون شکر هوس دارم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.