پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۹

نگاهی کن که شیدای تو گردم

خرابم کن که ماوای تو گردم

سراپا در سراپای تو محوم

بقربان سراپای تو گردم

چو بالایت بلائی کس ندیده

بلا گردان بالای تو گردم

حدیثی زان لب شیرین بفرما

که شورستان سودای تو گردم

برقص آجلوهٔ مستانهٔ کن

که مدهوش تماشای تو گردم

بغمزه آب ده تیغ نگه را

فدای چشم شهلای تو گردم

بیفکن سایهٔ خود بر سر فیض

اسیر قد رعنای تو گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۱من دیوانه گرد هر پری‌رخسار می‌گردم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۲ای جان مردم جانان مردم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۳تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدم
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۴همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵خم ابروی تو محراب رکوع است و سجودم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۶من تاب فراق تو ندارم
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۷من و عشق و مستی عشق بجز این هنر ندارم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۸امروز دگر در سر سودای دگر دارم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.