پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۷

دل و جان منزل جانانه کردم

می توحید در پیمانه کردم

از این افسانها طرفی نبستم

بمستی ترک هر افسانه کردم

ز عقل و عاقلان یکسر بریدم

علاج این دل دیوانه کردم

شدم در ژنده پنهان از نظرها

چو گنجی جای در ویرانه کردم

شود تا آشنا آن دوست با من

ز هر کس خویش را بیگانه کردم

بهر جانب که دیدم مست نازی

نگاهی سوی او مستانه کردم

بهر جا حسن او افروخت شمعی

بگردش خویش را پروانه کردم

دلم شد فانی اندر عشق باقی

بآخر قطره را دردانه کردم

بهر جزو دلم جای بتی بود

بمستی ترک این بتخانه کردم

بیک پیمانه دادم هر دو عالم

چو فیض این کار را مردانه کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۹نگاهی کن که شیدای تو گردم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۰درین گلشن من بیدل به بوی یار می‌گردم
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۱من دیوانه گرد هر پری‌رخسار می‌گردم
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۲ای جان مردم جانان مردم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۳تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدم
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۴همه عمر بر ره تو رخ خود بخاک سودم
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۵خم ابروی تو محراب رکوع است و سجودم
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۶من تاب فراق تو ندارم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.