پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۷

از می لعل لب و نوش دهانت مستم

وز شکر خنده و تقریر و بیانت مستم

مستی من ز لب لعل تو امروزی نیست

سالها شد که ز صهبای لبانت مستم

نه همین مستی‌ام از دیدن روی تو بود

بل زِ یاد تو و از نام و نشانت مستم

تو گرم روی نمائی و گرم ننمائی

کز پی عشق نهان در دل و جانت مستم

نگهی جانب من گر فکنی ور نکنی

که من از غمزهٔ خونریز نهانت مستم

گر ترا هست دهانی و میانی ور نیست

که من از ذکر دهان فکر میانت مستم

فیض هرگاه که از دوست سخن میگوئی

از می روح فزای سخنانت مستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۹یکبوسه از آن دو لب گرفتم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۰نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۱بیاد منزل سلمی بر اطلال و دمن گردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۲غم عشقت به حلاوت خورم و دلشادم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۳دم به دم از تو غمی می‌رسد و من شادم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴من ببوی خوش تو دلشادم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۵چو دل در عشق می‌بستم ز خود خود را رها کردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۶رسید از دوست پیغامی که مستان را نظر کردم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.