پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۱

گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم

گه عشوهٔ نا سوت فریبد بسرابم

گه نقل و کباب از کف جانانه ستانم

گه فرقت جانانه کند سینه کبابم

جز محنت دوریش عقابی نشناسم

جز شادی نزدیکی او نیست ثوابم

بی‌دوست یکی تشنه لب گرسنه چشمم

با دوست چو باشم همه نانم همه آبم

شد عمر گرامی همه در مدرسها صرف

کو عشق که فارغ کند از درس و کتابم

کو عشق که معمور کند خانه دل را

عمریست ز ویرانی دل خانه خرابم

تا چند درین بادیه سرگشته توان بود

ای خضر خدا ره بنما راه صوابم

فیض و سر تسلیم و رضا بر قدم دوست

گر تیغ کشد بر سر من روی نتابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۳کبیره‌ایست که خود را گمان کنم هستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۴من هماندم که با تو پیوستم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۵نه من امروز به دل نقش خیالت بستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۶در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۷از می لعل لب و نوش دهانت مستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۸پیشتر ز افلاک شور عشق بر سر داشتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۸۹یکبوسه از آن دو لب گرفتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۰نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.