پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۲

تا بعشق تو جان و دل بستم

رستم از خویش و با تو پیوستم

تا بروی تو چشم بگشادم

کافرم گر بغیر دل بستم

تا بدیدم گشایش لطفت

بر دل انوار قهر را بستم

مزهٔ قهر یافتم در لطف

لطف در قهر هم مزیدستم

هوشیارم کنی گه مستی

هم ز تو هوشیار و هم مستم

تو همانی که بودی از اول

من دم تو بکهنه پیوستم

هستی تو بذات تو قایم

من دمی نیستم دمی هستم

تو بلندی ز خویشتن داری

من بتو عالی و بخود پستم

فیض در کفر دید ایمان را

تا که زلفت فتاد در شستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۸۴من هماندم که با تو پیوستم
  2. غزل شمارهٔ ۵۸۵نه من امروز به دل نقش خیالت بستم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸۶در عهد تو ای توبه شکن عهد شکستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۸۷از می لعل لب و نوش دهانت مستم
  5. غزل شمارهٔ ۵۸۸پیشتر ز افلاک شور عشق بر سر داشتم
  6. غزل شمارهٔ ۵۸۹یکبوسه از آن دو لب گرفتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۰نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۱بیاد منزل سلمی بر اطلال و دمن گردم
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.