پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۲

ای نگاه خفته‌ات صیاد کس

غمزهٔ مستانه‌ات جلاد کس

باد ویران از غمت دلهای ما

ای خراب توبه از آباد کس

کم مباد از عاشقان بی‌داد تو

ای فدای جور و ظلمت داد کس

ای که هم شادی ز تو هم غم ز تو

شاد میکن خاطر ناشاد کس

ای ز نو بر عشقان بیدادها

غیر بیداد تو ندهد داد کس

کی رسی هرگز بفریاد کسی

یا رسد هرگز بتو فریاد کس

ای که در یاری کسانرا روز و شب

هیچ میآری تو هرگر یاد کس

فیض از بیداد تو شد داد خواه

کی دهد بیداد خوبان داد کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴بیا ساقیا بر سرم نور پاش
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۵میکنم هرچند پنهان میشود این راز فاش
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۶در میکده دوش رند قلاش
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۷دلبرا درد مرا درمان تو باش
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸ای دل اندر راه او ده اسبه ران را جل مباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۹بغم خوردن بنه دل شاد میباش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۰چو مرد او شدی مردانه میباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱تا در رخت دید سیمای آتش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.