پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱

تا در رخت دید سیمای آتش

شد این دل من مأوای آتش

از عشق نامی من می‌شنیدم

کی دیده بودم در پای آتش

از رشک رویت وز رشک خویت

سوزد سراپا اجزای آتش

زلف سیاهت بر روی ماهت

مانند دودیست بالای آتش

تا در دل من جا کرد عشقت

جا کرد در سر سودای آتش

بر سینه‌ام گوش بگذار و آنگه

تا نشنیده باشد غوغای آتش

در آتشت فیض در فیضت آتش

هم آتشش جا هم جای آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۳یار آمد یار پیش دویدش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۴رفتیم من و دل دوش ناخوانده بمهمانش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۵سحر رسید ز غیبم بکوش هوش سروش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۶آمد خیالش دوشم در آغوش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۷دل برد از من ترک قباپوش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۸بتی از دور اگر بینی مرو پیش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۹چو جان ز قدس سرازیر گشت با دلریش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۰ای که میجویی برون از خویشتن دلدار خویش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.