پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

دلبرا درد مرا درمان تو باش

عاشقانرا سر توئی سامان تو مباش

درد بی‌درمان مرا در جان ز تست

هم دوای درد بی درمان تو باش

شد دل بریانم از تو داغدار

مرهم داغ دل بریان تو باش

در ره تو جان و دل کردم فدا

مر مرا هم دل تو و مرهم تو باش

دل برفت و جان برفت ایمان برفت

دل تو باش و جان تو باش ایمان تو باش

بی دلانرا دلبر و دلدار تو

عاشقانرا جان تو و جانان تو باش

از سر هر دو جهان برخواستم

فیض را هم این و هم آن تو باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹بغم خوردن بنه دل شاد میباش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰چو مرد او شدی مردانه میباش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱تا در رخت دید سیمای آتش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲در عشق دیدم غوغای آتش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳یار آمد یار پیش دویدش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴رفتیم من و دل دوش ناخوانده بمهمانش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵سحر رسید ز غیبم بکوش هوش سروش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶آمد خیالش دوشم در آغوش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.