پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴

بیا ساقیا بر سرم نور پاش

که از حدّ مستی گذشت انتعاش

ز عشقست تا روز مستیش پود

بجز ساقی من از دل خوش قماش

پیاپی بده ساقیا جام می

که بی مستیم نیست ممکن معاش

بده سفال شکسته میم

اگر جام زرین نباشد مباش

اگر محتسب گویدم درچهٔ

بگویم شرابست و مستیست فاش

چه پنهان کنم از که پنهان کنم

بداند کسی گو بدان هر که باش

چو نتوانی از حق نهفتن گنه

چه ترسی ز واعظ بترس از خداش

مرا از درون هست مستی ندام

که دارم ز خود بادهٔ بی تلاش

می کهنه‌ام ار برون نو بنو

فزاید بدل دم بدم انتعاش

ز می آنقدر خرقه‌ام پاک نیست

که پیر مغانش نگیرد بلاش

بنوش آنچه در ساغرت میکنند

ترا نیست کاری بدرد وصفاش

سر توبه را گر ببرند فیض

ز چشمان ساقی دهد خونبهاش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۶در میکده دوش رند قلاش
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷دلبرا درد مرا درمان تو باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸ای دل اندر راه او ده اسبه ران را جل مباش
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹بغم خوردن بنه دل شاد میباش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰چو مرد او شدی مردانه میباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱تا در رخت دید سیمای آتش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲در عشق دیدم غوغای آتش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۳یار آمد یار پیش دویدش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.