پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰

در دلم مهر ماهروئی بس

در سر از عشق‌های و هوئی بس

آب چشم و هوای دل داری

آتش عشق و خاک کوئی بس

چون مرا نیست تاب بزم وصال

سر کوئی و جستجوئی بس

بخیال از وصال خرسندم

ز آب دنیا مرا سبوئی بس

زان دهان قانعم به دشنامی

یادم آرد بگفتگوئی بس

دست در گردنش نیارم کرد

زان رخ و زلف رنگ و بوئی بس

هر دو عالم فدای یک مویش

فیض را مویه و موئی بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۲ای نگاه خفته‌ات صیاد کس
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۳سلسله فکر را در ره دانش بکش
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴بیا ساقیا بر سرم نور پاش
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵میکنم هرچند پنهان میشود این راز فاش
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶در میکده دوش رند قلاش
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۷دلبرا درد مرا درمان تو باش
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸ای دل اندر راه او ده اسبه ران را جل مباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹بغم خوردن بنه دل شاد میباش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.