پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۹

دل را عبرت ازین جهان بس

جان را عرفان جان جان بس

سر را سودای عشق جانان

از لذتهای جاودان بس

چشم و گوش و زبان و دل را

قرآن و حدیث و شرح آن بس

تن را خلقان و قرص نانی

از نعمتهای این جهان بس

آنکو راضی به این نباشد

او را رنج و غم روان بس

آلوده معصیت چو شد نفس

اقرار و انابت و فغان بس

آنرا که بصبر چاره سازد

بیرون ز حساب اجر آن بس

آن مؤمن صالح‌العمل را

فردوس و نعیم جاودان بس

چون فیض انیس جان چو خواهی

یاد جانان انیس جان بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۱درد دل ما ز یار ما پرس
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۲ای نگاه خفته‌ات صیاد کس
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۳سلسله فکر را در ره دانش بکش
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴بیا ساقیا بر سرم نور پاش
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۵میکنم هرچند پنهان میشود این راز فاش
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۶در میکده دوش رند قلاش
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۷دلبرا درد مرا درمان تو باش
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸ای دل اندر راه او ده اسبه ران را جل مباش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.