پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۸

یک غمزهٔ جان ستان مرا بس

از وصل تو کام جان مرا بس

تا هستی آن شود یقینم

دشنامی از آن دهان مرا بس

از عشرت و عیش و کام دنیا

درد دل و سوز جان مرا بس

آب گرمی و نان سردی

از نعمت این جهان مرا بس

دل می ندهم به دلستانان

آن دلبر دلبران مرا بس

کی عشوه شاهدان نیوشم

آن شاهد شاهدان مرا بس

دل کی بندم به فانیان فیض

آن ساقی باقیان مرا بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۰در دلم مهر ماهروئی بس
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۱درد دل ما ز یار ما پرس
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۲ای نگاه خفته‌ات صیاد کس
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۳سلسله فکر را در ره دانش بکش
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۴بیا ساقیا بر سرم نور پاش
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۵میکنم هرچند پنهان میشود این راز فاش
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۶در میکده دوش رند قلاش
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۷دلبرا درد مرا درمان تو باش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.