پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۵

بکین غم فلک بر خواست امروز

بیا ساقی که روز ماست امروز

بگردان جام می دوران شادی است

هوای ساغر و میناست امروز

بگردش آر چشمان تو میناست

لبانت ساغر صهباست امروز

بخواب آمد مرا خورشید امشب

فروغت بزم ما آراست امروز

گران از بزم رفت و یار بنشست

غم از جان و دلم برخواست امروز

صفای سینها و بادهٔ صاف

جدال محتسب بیجاست امروز

قیامت قامتی از جای برخواست

از آن قامت مرا فرداست امروز

مشو غافل که در مژگانش ای فیض

بقتل ما اشارتهاست امروز

ز تو خنجر ز من بنهادن سر

مرا عید و ترا اضحاست امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷یکدیگر را عیب می‌جویند خلقان در لباس
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸یک غمزهٔ جان ستان مرا بس
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹دل را عبرت ازین جهان بس
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۰در دلم مهر ماهروئی بس
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۱درد دل ما ز یار ما پرس
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۲ای نگاه خفته‌ات صیاد کس
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۳سلسله فکر را در ره دانش بکش
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴بیا ساقیا بر سرم نور پاش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.