پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴

برون آی و خورشید رخ بر افروز

شب فرقت ماست مشتاق روز

ز هجر تو تا چند سوزد دلم

جمالی بر افروز و هجران بسوز

فراق تو تاکی گهی وصل هم

همه شب مده گاه شب گاه روز

دلا وصل و هجران شب و روزیست

گهی این گهی آن بساز و بسوز

گهی مست شو گاه مخمور باش

گهی پرده در باش که پرده روز

چو زاهد ز مستیت پرسد بگو

مرا جایز آمد ترا لایجوز

بجو وصل دایم تو ای فیض ازو

نهٔ قابل این سعادت هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۶ای خفته رسید یار برخیز
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۷یکدیگر را عیب می‌جویند خلقان در لباس
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸یک غمزهٔ جان ستان مرا بس
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹دل را عبرت ازین جهان بس
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۰در دلم مهر ماهروئی بس
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۱درد دل ما ز یار ما پرس
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۲ای نگاه خفته‌ات صیاد کس
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۳سلسله فکر را در ره دانش بکش
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.