پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰۹

هر که روی تو ندید از دو جهان هیچ ندید

هر که نشنید ز تو هیچ کلامی نشنید

هر سری کو ز می عشق تو مدهوش نشد

چو شنید از ره گوش و ز ره چشم چو دید

از ازل تا به ابد در دو جهان گرسنه ماند

هر که از مائده عشق طعامی نچشید

تا بشام ابد از رنج خمار ایمن شد

هر که در صبح ازل ساغری از عشق چشید

آب حیوان که حضر در ظلماتش میجست

بجز از عشق نبود این خبر از غیب رسید

غیر عشق و غم عشق از دو جهان هیچ متاع

مردم چشم و دل اهل بصیرت نگزید

هر که در بحر غم عشق فروشد چون فیض

نه به کس ، نی ز کسی ،  زهد فروشَد ، نه خرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱در سر چو خیال تو درآید
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲شکر تو چسان کنم که شاید
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳زاهدم گفت زهد می‌باید
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴زهد و تقوی ز من نمی‌آید
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۵جان سوختهٔ روئیست پروانه چنین باید
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۶عاشقی را جگری می‌باید
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۷هر دل که عشق ورزد از ما و من برآید
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۸زهر فراق نوشم تا کام من برآید
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.