پرش به محتوای اصلی
فیض کاشانی فیض کاشانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۵

شاهدان گر جلوه بر ایمان کنند

کفر و ایمان هر دو را یکسان کنند

عارفان از عشق اگر گردند مست

رازها در سینه کی پنهان کنند

عاشقان را دوست هر دم جان نو

بخشد ایشان باز جان قربان کنند

زاهدان گر زان جهان هم بگذرند

این جهان را روضهٔ رضوان کنند

عابدان گر بهر جانان جان کنند

عیش‌های نقد با جانان کنند

اهل دنیا گر ز صورت بگذرند

عیش را صافی و جاویدان کنند

عاقلان گر بگذرند از ننگ و نام

دردشان را عاشقان درمان کنند

گر مریدان پند پیران بشنوند

کار را بر خویشتن آسان کنند

واصلان از راه اگر گویند باز

سالکان را گیج و سرگردان کنند

آنچه با حکمت کنند اهل نظر

عاشقان با گفتهٔ فیض آن کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۷آنان که ره عالم ارواح بپویند
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۸یار را با تو کار خواهد بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۹غم فراق تو ای دوست بی‌شمار بود
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۰بی تو یکدم نمی‌توانم بود
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۱سر چو بی عشقست ننک جان بود
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۲تا چند بزنجیر خرد بند توان بود
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۳چون غم غم عشق تو بود زار توان بود
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۴عید است و هرکس از غلط غیری گرفته یار خود
همه‌ی غزلیات ←

فیض کاشانی درباره‌ی فیض کاشانی

ملا محمد محسن فیض کاشانی شاعر قرن یازدهم و معاصر با شاه عباس دوم بوده است. او در سال ۱۰۰۷ هجری قمری در کاشان متولد شد و پس از پایان مقدمات علوم و دانشهای زمان خویش به شیراز رفت و به حلقهٔ شاگردان ملاصدرا پیوست و سرانجام با دختر وی ازدواج نمود. وی از علمای بزرگ عهد خویش محسوب می‌شده و تألیفاتی در علوم عقلیه و نقلیه و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.