پرش به محتوای اصلی
فایز

فایز

دوبیتی‌ها

۴۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ دگر از نو نوای نی بلند است
  2. شمارهٔ ۶۲ برو قاصد که در رفتن ثوابست
  3. شمارهٔ ۶۳ دلم را تیر مژگانت شکار است
  4. شمارهٔ ۶۴ نه هر سرچشمه ای آب زلالست
  5. شمارهٔ ۶۵ بتا از کجرویهایت شکایت
  6. شمارهٔ ۶۶ مبر نام جدایی ترسم ای دوست
  7. شمارهٔ ۶۷ خبر از دل ندارم نیست یا هست
  8. شمارهٔ ۶۸ به چشمان تو دل دادم امانت
  9. شمارهٔ ۶۹ شب ابر است و دنیا تیره تار است
  10. شمارهٔ ۷۰ خدنگ مه جبینان دلنشین است
  11. شمارهٔ ۷۱ چرا خواهی که من آیم به غربت
  12. شمارهٔ ۷۲ به تیرم زد کمان افکند در پشت
  13. شمارهٔ ۷۳ انیس من به جز آه سحر نیست
  14. شمارهٔ ۷۴ بیا جانا که دنیا را وفا نیست
  15. شمارهٔ ۷۵ دلا دیدی که دلبر عهد بشکست
  16. شمارهٔ ۷۶ به گلشن تا ز گل نام و نشانست
  17. شمارهٔ ۷۷ بتا عشقت به جانم آتش افروخت
  18. شمارهٔ ۷۸ ندانم چون کنم دل بی قرار است
  19. شمارهٔ ۷۹ رخ تو دلبرا مانند ماهست
  20. شمارهٔ ۸۰ ندارم راحتی جز زجر و زحمت
  21. شمارهٔ ۸۱ اگر دوران دهد بر بادم ای دوست
  22. شمارهٔ ۸۲ عرق بر چهره ات گل یا گلابست
  23. شمارهٔ ۸۳ اگر در عهد، ابروت منکر ماست
  24. شمارهٔ ۸۴ نه هر ویروانه دل ماوای عشقست
  25. شمارهٔ ۸۵ به قربان خم زلف سیاهت
  26. شمارهٔ ۸۶ به گل سنبل فروهشته که گیسوست
  27. شمارهٔ ۸۷ چه مقصود است از این جانا بگو راست
  28. شمارهٔ ۸۸ در این عالم غمم از حد فزونست
  29. شمارهٔ ۸۹ من از چشم تو می ترسم که مست است
  30. شمارهٔ ۹۰ دلم در گوشه چشمش مکین است
  31. شمارهٔ ۹۱ بتا مثل تو اندر شهر چین نیست
  32. شمارهٔ ۹۲ به دوشش گیسوان خوش دلپسند است
  33. شمارهٔ ۹۳ نه هر رخشنده کوکب آفتابست
  34. شمارهٔ ۹۴ نه هر آهوی دشت آهوی چین است
  35. شمارهٔ ۹۵ بت زورق نشینم در امان باد
  36. شمارهٔ ۹۶ بت نامهربان دیدی چها کرد
  37. شمارهٔ ۹۷ سحر شبنم چو بر گیسویش افتاد
  38. شمارهٔ ۹۸ بشارت باد ای دل دلبر آمد
  39. شمارهٔ ۹۹ نه قاصد نه پیام دلبر آمد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ زمن گشتی جدا ای سرو آزاد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ بیا تا برگ گل نارفته بر باد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ مرا تا دل به تن تسلیم کردند
  43. شمارهٔ ۱۰۳ بتی کز ناز پا بر دل گذارد
  44. شمارهٔ ۱۰۴ به جز من هر که با دلبر نشیند
  45. شمارهٔ ۱۰۵ اگر صد تیر ناز از دلبر آید
  46. شمارهٔ ۱۰۶ جوانی هست چون گنجی خدا‌داد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ کسی که‌آگه ز حال ما نباشد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ خیالت گر نبودی دل چه می‌کرد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ سحر چون زهره از مشرق برآمد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ سحر‌گاهان به گلشن انجمن بود
  51. شمارهٔ ۱۱۱ حصار دوست گر ز آهن بر آرند
  52. شمارهٔ ۱۱۲ بتم سرپنجه با لوح و قلم زد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ بهار آمد زمین فیروزه گون شد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ ره عشقست باید ز آن حذر کرد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ به دل گفتم مکن این قدر فریاد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ دگر شب شد که تا جانم بسوزد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ دگر شب شد که دل بی تاب گردد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دل من حالت پروانه دارد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ نخستین بار باید ترک جان کرد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ که بر نخل امید من تبر زد؟

متن اشعار به نقل از گنجور.