پرش به محتوای اصلی
اشراق بیرجندی

غزلیات

شمارهٔ ۳

دیدم به عشوه و ناز جولان کنان به راهی

عالم فروز مهری آفاق سوز ماهی

چشم امید از یار دارم و لیک هستم

قانع به یک نگاهی آنهم به گاه گاهی

کار تمام عالم خواهی بساخت جانا

از چشم نیم مستت گر افکنی نگاهی

چشمت ز تیر مژگان جانرا نموده غارت

ای ترک مست جانان از ما دگر چه خواهی

بگرفته شعر اشراق از هند تا خراسان

چونان که حسن رویش از ماه تا بماهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵آنکه دهد به عاشقان گریهٔ های های را
  2. شمارهٔ ۶محفل افروز ازل غیر رخ یار نبود
  3. شمارهٔ ۷آنکه از عشق و طرب منع دل ما می کرد
  4. شمارهٔ ۸سهل است فتنه ای اگر از آسمان رسد
  5. شمارهٔ ۹به سر شوری ز سودای تو باشد
  6. شمارهٔ ۱۰خوش آن روزی که دل در طرهٔ دلدار می‌بستم
  7. شمارهٔ ۱۱چه تفاوت است جانا حرم و کنشت ما را
  8. شمارهٔ ۱۲رشک خورشید و قمر چهرهٔ زیبایی هست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی اشراق بیرجندی

عبدالکریم اشراق بیرجندی در گذشته سال ۱۲۲۹ ق از علما و شاعران سرشناس بیرجند که سالها در اصفهان تحصیل نموده است و در محضر آقامحمد بیدآبادی بسیار آموخته است او پس از سالها به وطن خود بیرجند باز می گردد او همچنین سفر هایی به افغانستان و هندوستان داشته است، عبدالکریم اشراق با میرزا هادی خان منشی الممالک و متخلص به عشرت و می...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.