پرش به محتوای اصلی
اشراق بیرجندی

غزلیات

شمارهٔ ۷

آنکه از عشق و طرب منع دل ما می کرد

گل رخسار تو ای کاش تماشا می کرد

هر که میدید گل روی تو در طرف چمن

کی نظر برگل و برلاله حمرا میکرد

یار اگر پرده گشا از رخ زیبا میشد

خلق را از نگهی واله و شیدا می کرد

دل دیوانه سپردم به پری رخساری

همچو مجنون که دل اندر سر لیلا میکرد

شور سودا زدگان بود ز زنجیر جنون

دل چو یاد سر آن زلف چلیپا میکرد

سالها بود ز مژگان گهرا فشان اشراق

دل چو آتشکده و دیده چو دریا می کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹به سر شوری ز سودای تو باشد
  2. شمارهٔ ۱۰خوش آن روزی که دل در طرهٔ دلدار می‌بستم
  3. شمارهٔ ۱۱چه تفاوت است جانا حرم و کنشت ما را
  4. شمارهٔ ۱۲رشک خورشید و قمر چهرهٔ زیبایی هست
  5. شمارهٔ ۱۳رخ نموده از برقع نازنین قصب پوشی
  6. شمارهٔ ۱۴ز آب عارضت گلزارها از آب و رنگ افتد
  7. شمارهٔ ۱۵ز دست ماهروی نازنینی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی اشراق بیرجندی

عبدالکریم اشراق بیرجندی در گذشته سال ۱۲۲۹ ق از علما و شاعران سرشناس بیرجند که سالها در اصفهان تحصیل نموده است و در محضر آقامحمد بیدآبادی بسیار آموخته است او پس از سالها به وطن خود بیرجند باز می گردد او همچنین سفر هایی به افغانستان و هندوستان داشته است، عبدالکریم اشراق با میرزا هادی خان منشی الممالک و متخلص به عشرت و می...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.