پرش به محتوای اصلی
اشراق بیرجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

رشک خورشید و قمر چهرهٔ زیبایی هست

نور انجم ز رخ آینه سیمایی است

چهرهٔ لاله عذاران جهان بین و بگوی

گل رخسار بتان را چمن آرائی هست

ماه کنعانی من چهره گشوده است به مصر

چون زلیخا همه جا محو تماشائی هست

نرگس و غنچه نخواهم که زچشم و لب یار

هم مرا غنچه و هم نرگس شهلائی هست

بزم رندان قدح نوش طلب کن که در او

خنده جام می و گریهٔ مینائی هست

نیست گر عارض گل در نظر و سرو چمن

رخ زیبای نگار و قد و بالائی هست

عندلیبان چمن نغمه سرائی مکنید

که چو اشراق یکی بلبل شیدایی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴ز آب عارضت گلزارها از آب و رنگ افتد
  2. شمارهٔ ۱۵ز دست ماهروی نازنینی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی اشراق بیرجندی

عبدالکریم اشراق بیرجندی در گذشته سال ۱۲۲۹ ق از علما و شاعران سرشناس بیرجند که سالها در اصفهان تحصیل نموده است و در محضر آقامحمد بیدآبادی بسیار آموخته است او پس از سالها به وطن خود بیرجند باز می گردد او همچنین سفر هایی به افغانستان و هندوستان داشته است، عبدالکریم اشراق با میرزا هادی خان منشی الممالک و متخلص به عشرت و می...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.