پرش به محتوای اصلی
اشراق بیرجندی

غزلیات

شمارهٔ ۹

به سر شوری ز سودای تو باشد

به دل داغ تمنای تو باشد

مگر آب حیات و چشمه نوش

لب لعل شکرخای تو باشد

تجلی کن بطور سینه ما

که از روز ازل جای تو باشد

غزال خوش نگاه چشم خوبان

سراسر گرد صحرای تو باشد

در این گلشن درخشان و دل افروز

گل رخسار زیبای تو باشد

نروید در ریاض خلد سروی

که موزون همچو بالای تو باشد

خراب از ساغر عشقیم تا حشر

چه می یا رب به مینای تو باشد

نگاه چشم مستت راه دل زد

خرد سر گرم یغمای تو باشد

ز صورت آفرین اشراق خواهد

که دایم در تماشای تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱چه تفاوت است جانا حرم و کنشت ما را
  2. شمارهٔ ۱۲رشک خورشید و قمر چهرهٔ زیبایی هست
  3. شمارهٔ ۱۳رخ نموده از برقع نازنین قصب پوشی
  4. شمارهٔ ۱۴ز آب عارضت گلزارها از آب و رنگ افتد
  5. شمارهٔ ۱۵ز دست ماهروی نازنینی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی اشراق بیرجندی

عبدالکریم اشراق بیرجندی در گذشته سال ۱۲۲۹ ق از علما و شاعران سرشناس بیرجند که سالها در اصفهان تحصیل نموده است و در محضر آقامحمد بیدآبادی بسیار آموخته است او پس از سالها به وطن خود بیرجند باز می گردد او همچنین سفر هایی به افغانستان و هندوستان داشته است، عبدالکریم اشراق با میرزا هادی خان منشی الممالک و متخلص به عشرت و می...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.