پرش به محتوای اصلی
اشراق بیرجندی

غزلیات

شمارهٔ ۲

نشوند پرتو افکن مه و آفتاب بی تو

چو تو شمع دلفروزی که شدم کباب بی تو

نگهی ز چشم مستت ندهم به هر دو عالم

نفسی ز عمر هرگز نکنم حساب بی تو

شب و روز میفشاند چو سحاب در بهاران

صدف دو دیدهٔ من گهر خوشاب بی تو

چه کنم به نرگس و گل که نمیکنم چو بلبل

ز هزار باغ و سنبل گلی انتخاب بی تو

رخ و زلفت ای پری رخ چه بود که دل نجوید

نه ز روی گل تسلی نه زمشک ناب بی تو

به رخی چو ماه تابان بخرام سوی محفل

شده خون دل به ساغر مه من شراب بی تو

چو جرس زهجر نالد دل بیقرار زارم

بنگر که هست این دل به چه اضطراب بی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴بر در صومعه هر بوالهوسی می آید
  2. شمارهٔ ۵آنکه دهد به عاشقان گریهٔ های های را
  3. شمارهٔ ۶محفل افروز ازل غیر رخ یار نبود
  4. شمارهٔ ۷آنکه از عشق و طرب منع دل ما می کرد
  5. شمارهٔ ۸سهل است فتنه ای اگر از آسمان رسد
  6. شمارهٔ ۹به سر شوری ز سودای تو باشد
  7. شمارهٔ ۱۰خوش آن روزی که دل در طرهٔ دلدار می‌بستم
  8. شمارهٔ ۱۱چه تفاوت است جانا حرم و کنشت ما را
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی اشراق بیرجندی

عبدالکریم اشراق بیرجندی در گذشته سال ۱۲۲۹ ق از علما و شاعران سرشناس بیرجند که سالها در اصفهان تحصیل نموده است و در محضر آقامحمد بیدآبادی بسیار آموخته است او پس از سالها به وطن خود بیرجند باز می گردد او همچنین سفر هایی به افغانستان و هندوستان داشته است، عبدالکریم اشراق با میرزا هادی خان منشی الممالک و متخلص به عشرت و می...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.