پرش به محتوای اصلی
اشراق بیرجندی

غزلیات

شمارهٔ ۱

صاحبدلان بگوئید آن شوخ دلربا را

کز حال دل بپرسد عشاق بی نوا را

ز آئینهٔ رخ دوست نور ازل هویداست

زین جلوه میتوان دید دیدار آشنا را

روشندلان عشقیم کائینهٔ دل ما

از رشک میگدازد جام جهان نما را

روز سیاه ما را امید روشنی نیست

تا دیده ام سیه‌مست آن چشم سرمه‌سا را

شد غنچهٔ دل من چون شاخ گل شکفته

چون باز دیدم از دور آن روی دلگشا را

آنکس که دیده باشد بی پرده روی لیلی

کی میکند ملامت مجنون مبتلا را

با نغمه های دلکش اشراق نغمه سنج است

آری ز عشق گلشن بلبل کشد نوا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳دیدم به عشوه و ناز جولان کنان به راهی
  2. شمارهٔ ۴بر در صومعه هر بوالهوسی می آید
  3. شمارهٔ ۵آنکه دهد به عاشقان گریهٔ های های را
  4. شمارهٔ ۶محفل افروز ازل غیر رخ یار نبود
  5. شمارهٔ ۷آنکه از عشق و طرب منع دل ما می کرد
  6. شمارهٔ ۸سهل است فتنه ای اگر از آسمان رسد
  7. شمارهٔ ۹به سر شوری ز سودای تو باشد
  8. شمارهٔ ۱۰خوش آن روزی که دل در طرهٔ دلدار می‌بستم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی اشراق بیرجندی

عبدالکریم اشراق بیرجندی در گذشته سال ۱۲۲۹ ق از علما و شاعران سرشناس بیرجند که سالها در اصفهان تحصیل نموده است و در محضر آقامحمد بیدآبادی بسیار آموخته است او پس از سالها به وطن خود بیرجند باز می گردد او همچنین سفر هایی به افغانستان و هندوستان داشته است، عبدالکریم اشراق با میرزا هادی خان منشی الممالک و متخلص به عشرت و می...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.