پرش به محتوای اصلی
اشراق بیرجندی

غزلیات

شمارهٔ ۵

آنکه دهد به عاشقان گریهٔ های های را

داده بلعل گلرخان خندهٔ دلگشای را

گردش چشم یار بین فتنه روزگار بین

چون که به عشوه آورد نرگس سرمه سای را

آینه ایست جام می چهره نمای عالمی

در کف میکشان نگر جام جهان نمای را

نالهٔ دل از این جرس میشنوی ز کاروان

ورنه کجاست این اثر زمزمه درای را

در چمن سخن بسی مرغ سخن سرا بود

چون تو ندیده ام دگر بلبل خوشنوای را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷آنکه از عشق و طرب منع دل ما می کرد
  2. شمارهٔ ۸سهل است فتنه ای اگر از آسمان رسد
  3. شمارهٔ ۹به سر شوری ز سودای تو باشد
  4. شمارهٔ ۱۰خوش آن روزی که دل در طرهٔ دلدار می‌بستم
  5. شمارهٔ ۱۱چه تفاوت است جانا حرم و کنشت ما را
  6. شمارهٔ ۱۲رشک خورشید و قمر چهرهٔ زیبایی هست
  7. شمارهٔ ۱۳رخ نموده از برقع نازنین قصب پوشی
  8. شمارهٔ ۱۴ز آب عارضت گلزارها از آب و رنگ افتد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی اشراق بیرجندی

عبدالکریم اشراق بیرجندی در گذشته سال ۱۲۲۹ ق از علما و شاعران سرشناس بیرجند که سالها در اصفهان تحصیل نموده است و در محضر آقامحمد بیدآبادی بسیار آموخته است او پس از سالها به وطن خود بیرجند باز می گردد او همچنین سفر هایی به افغانستان و هندوستان داشته است، عبدالکریم اشراق با میرزا هادی خان منشی الممالک و متخلص به عشرت و می...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.