پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

غزلیات و قصاید

شمارهٔ ۱۵ - بی اعتنائی به فلک

در هفت آسمانم الا یک ستاره نیست

نامی ز من به پرسنل این اداره نیست

بی اعتنا به هیئت کابینه فلک

گردیده‌ام، که پارتی‌ام یک ستاره نیست

بر بی شمار مِهر فلک، پشت پا زدم

خصم چو من فلک زده‌ای را شماره نیست!

عار آیدم من ار به فلک اعتنا کنم

از من به چرخ، جز به حقارت نظاره نیست

کشتی ما فتاده به گرداب، ای خدا!

یک ناخدا که تا بردش بر کناره نیست!

بیچاره نیستم من و در فکر چاره‌ام

بیچاره آن کسیست که در فکر چاره نیست

من طفل انقلابم و جز در دهان من

پستان خون دایه این گاهواره نیست

ای گول شیخ خورده، قضا و قدر مطیع

بر طاق و جفت و خوب و بد استخاره نیست

احوال من نموده دل سنگ خاره آب

آخر دل تو سنگتر از سنگ خاره نیست؟

من عاشقم، گواه من این قلب چاک چاک

در دست من، جز این سند پاره پاره نیست

ادامه‌ی غزلیات و قصاید

  1. شمارهٔ ۱۷ - عشوه سازیبتا، نظام، دگر ناز و عشوه سازی نیست
  2. شمارهٔ ۱۸ - شب وصالامشب آماده یار و بزم و شرابست
  3. شمارهٔ ۱۹ - پریشانی ایرانای دوست ببین بی‌سر و سامانی ایران
  4. شمارهٔ ۲۰ - رخساره پاکمن چو یک غنچه بشکفته گریبان چاکم
  5. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از منوچهریدلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند
  6. شمارهٔ ۲۲ - در لباس دینای صدرنشینان که همه مصدر دینید
  7. شمارهٔ ۲۳ - دزد پاتختیهزار بار مرا، مرگ به از این سختی است
  8. شمارهٔ ۲۴ - دفاع از زرتشتای دختران ترک! خدا را، حیا کنید
همه‌ی غزلیات و قصاید ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.