پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

غزلیات و قصاید

شمارهٔ ۲۱ - استقبال از منوچهری

دلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند

لب من خدمت خاک کف پای تو کند

رایگان مشک‌فروشی نکند هیچ کسی

ور کند هیچ کسی زلف دوتای تو کند

چه دعا کردی جانا؟ که چنین خوب شدی؟

تا چو تو چاکر تو، نیز دعای تو کند

دل من در قفس عشق، هوای تو کند

چشم من، آرزوی خدمت پای تو کند

بین درین شهر، کسی مشک‌فروشی نکند

گر کند شانه به زلفان دوتای تو کند

قدرت عشق ببین، ای بت شیرین‌گفتار!

شیخ در موقع تسبیح، دعای تو کند

دوش با ساغر می درد دل خود گفتم

گفت وصلش به جهان، نیز دوای تو کند

گفتمش خرمن هستی من، آتش بگرفت

گفت تن ده به بلا، چون که خدای تو کند

گفتمش صبر چه حاصل؟ که رفیقان بروند

گفت اینست، ولی کار وفای تو کند

گفتمش گریه عاشق، نکند هیچ اثر

گفت لیکن سخن عشق دعای تو کند

«چه دعا کردی جانا که چنین خوب شدی؟»

دل عشقی چه کند؟ گر که هوای تو کند

ادامه‌ی غزلیات و قصاید

  1. شمارهٔ ۲۳ - دزد پاتختیهزار بار مرا، مرگ به از این سختی است
  2. شمارهٔ ۲۴ - دفاع از زرتشتای دختران ترک! خدا را، حیا کنید
  3. شمارهٔ ۲۵ - زبان سرخمگو که غنچه چرا چاکچاک و دل خون است؟
  4. شمارهٔ ۲۶ - جایزه (پری)دلبرا! ای که ترا طبع سخن‌پرور من!
  5. شمارهٔ ۲۷ - خنده شاعرمن که خندم، نه بر اوضاع کنون می‌خندم
  6. شمارهٔ ۲۸ - عشق وطنخاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم
  7. شمارهٔ ۲۹ - عشق و جنونیاران عبث نصیحت بی‌حاصلم کنید
  8. شمارهٔ ۳۰ - گل مولاای که هر خواسته دل، ز فلک می‌خواهی
همه‌ی غزلیات و قصاید ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.