پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

غزلیات و قصاید

شمارهٔ ۲۲ - در لباس دین

ای صدرنشینان که همه مصدر دینید

«صدر» ار ز میان رفت، شما صدر نشینید

امروز نشینید و بر این مسند و فرداست:

کز ذیل گرفته، همه با صدر قرینید

عمر این دو سه روز است که هر روز به آن روز

گوئید نه عمر است، و پی روز پسینید

سنجید که عمر این دو سه روز است: ولی کی

آن روز، کز آن بعد «دگرروز» نبینید

ای زمره انگشت نما گشته به تقوی

در حلقه مردان خدا، همچو نگینید

امروز که بنشسته به صدرید به دنیا

فرداست که در صفحه «فردوس برینید!»

ای رتبه شما راست به دنیا و به عقبی

زیرا که شما حافظ این دین مبینید

از پرتو دین هر دو جهانست شما را

دین گر ز میان رفت نه آنید و نه اینید

بنشسته همی دشمن آئین به کمینتان

پرسم ز شما هیچ شما هم به کمینید؟

من مردم (عشقم) ز چه رو غمخور دینم؟

این غصه شماراست شما حافظ دینید؟!

ادامه‌ی غزلیات و قصاید

  1. شمارهٔ ۲۴ - دفاع از زرتشتای دختران ترک! خدا را، حیا کنید
  2. شمارهٔ ۲۵ - زبان سرخمگو که غنچه چرا چاکچاک و دل خون است؟
  3. شمارهٔ ۲۶ - جایزه (پری)دلبرا! ای که ترا طبع سخن‌پرور من!
  4. شمارهٔ ۲۷ - خنده شاعرمن که خندم، نه بر اوضاع کنون می‌خندم
  5. شمارهٔ ۲۸ - عشق وطنخاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم
  6. شمارهٔ ۲۹ - عشق و جنونیاران عبث نصیحت بی‌حاصلم کنید
  7. شمارهٔ ۳۰ - گل مولاای که هر خواسته دل، ز فلک می‌خواهی
  8. شمارهٔ ۳۱ - ماه دندان‌طلاهر مراد و آرزویی، کاندرون قلب ماست
همه‌ی غزلیات و قصاید ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.