پرش به محتوای اصلی
میرزاده عشقی میرزاده عشقی

غزلیات و قصاید

شمارهٔ ۱۳ - استاد عشق

عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست

تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشق

نیم رسوا عاشق، اندر فن خود استاد نیست

ای دل از حال من و بلبل چه می‌پرسی برو

ما دو تن شوریده را کاری به جز فریاد نیست

به به از این مجلس ملی و آزادی فکر

من چه بنویسم قلم در دست کس آزاد نیست

رأی من اینست کاندید از برای انتخاب

اندرین دوره مناسب‌تر کس از شداد نیست

حرف‌های تازه را فرعون هم ناگفته بود

بلکه از چنگیز هم تاریخ را در یاد نیست

ای خدا این مهر استبداد را ویران نما

گرچه در سرتاسرش یک گوشه‌ای آباد نیست

گر که جمهوری است این اوضاع برگیر و به بند

هیچ آزادی طلب بر ضد استبداد نیست

قلب (عشقی) بین که چون سرتاسر ایران‌زمین

از جفای گلرخان یک گوشه‌اش آباد نیست

ادامه‌ی غزلیات و قصاید

  1. شمارهٔ ۱۵ - بی اعتنائی به فلکدر هفت آسمانم الا یک ستاره نیست
  2. شمارهٔ ۱۶ - ملت مغلوبشب به سرم نوبه تاخت، روز تب آمد
  3. شمارهٔ ۱۷ - عشوه سازیبتا، نظام، دگر ناز و عشوه سازی نیست
  4. شمارهٔ ۱۸ - شب وصالامشب آماده یار و بزم و شرابست
  5. شمارهٔ ۱۹ - پریشانی ایرانای دوست ببین بی‌سر و سامانی ایران
  6. شمارهٔ ۲۰ - رخساره پاکمن چو یک غنچه بشکفته گریبان چاکم
  7. شمارهٔ ۲۱ - استقبال از منوچهریدلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند
  8. شمارهٔ ۲۲ - در لباس دینای صدرنشینان که همه مصدر دینید
همه‌ی غزلیات و قصاید ←

میرزاده عشقی درباره‌ی میرزاده عشقی

سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایشنامه‌نویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهم‌ترین شاعران عصر مشروطه به‌شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.