پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۳

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی

روی بنمای، که تا پیش رخت جان بدهم

چه زیان دارد اگر سود کند از تو کسی؟

در سرم نیست به جز دیدن تو سودایی

در دلم نیست، به جز پیش تو مردن هوسی

پیش از آن کز تو مرا جان به لب آید ناگاه

نظری کن تو، مرا عمر نمانده است بسی

تو خود انصاف بده، بلبل جان مشتاق

بی‌گلستان رخت چند تپد در قفسی؟

آتش هجر تو پنهان جگرم می‌سوزد

لیکن از بیم نیارم که برآرم نفسی

مکن از خاک سر کوی عراقی را دور

باش، گو: کم نشود قیمت گوهر ز خسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۵خوشا دردی که درمانش تو باشی
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۶چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
  3. غزل شمارهٔ ۲۶۷الا قم، واغتنم یوم التلاقی
  4. غزل شمارهٔ ۲۶۸اندوهگنی چرا؟ عراقی
  5. غزل شمارهٔ ۲۶۹فمالی لم اطا سبع الطباقی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰لقد فاح الربیع و دار ساقی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱آن جام طرب فزای ساقی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲جانا، ز منت ملال تا کی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.