پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۶

بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم

جام طرب کشیده‌ام، زآن به شتاب می‌روم

ساغری از می لبش دوش سؤال کرده‌ام

وقت سحر به کوی او بهر جواب می‌روم

از می ناب جَزَعَش گرچه خراب گشته‌ام

تا دهد از کرشمه‌ام باز شراب، می‌روم

بر سر خوان درد او درد بسی کشیده‌ام

تا کشم از دو لعل او بادهٔ ناب می‌روم

جذبهٔ حسن دلکشش می‌کشدم به سوی خود

از پی آن کشش دگر، همچو ذباب می‌روم

برقع تن ز شوق او پیش رخش گشادمی

لیک ز شرم روی او بسته نقاب می‌روم

در سر باده می‌کنم هستی خویش هر زمان

خاک رهم، رواست گر بر سر آب می‌روم

شحنهٔ عشق هر شبی بر کندم ز خواب خوش

در هوس خیال او باز به خواب می‌روم

شاید اگر هوای او می‌کشدم، که در رهش

بر سر آب چشم خود همچو حباب می‌روم

بیخود اگر ز صومعه بر در میکده روم

گر تو خطا گمان بری راه صواب می‌روم

نیست مرا ز خود خبر، بیش ازین که: در جهان

مست و خراب آمدم، مست و خراب می‌روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۸ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۹ما دگرباره توبه بشکستیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۰افسوس! که باز از در تو دور بماندیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۱گرچه ز جهان جوی نداریم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۲ما، کانده تو نیاز داریم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۳من که هر لحظه زار می‌گریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۴گر ز شمعت چراغی افروزیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۵گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.