پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴

نیست کاری به آنم و اینم

صنع پروردگار می‌بینم

صبر از تو نکرد دل، والله

نیست پروای عقلم و دینم

سخنی، کز تو بشنود گوشم

خوشتر آید ز جان شیرینم

در جهان گر دل از تو بردارم

خود که بینم، که بر تو بگزینم؟

کرمی کن، گرم بخواهی کشت

هم بدان ساعدان سیمینم

با عراقی، که عاجز غم توست

خرده‌گیری مکن، که مسکینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶بر در یار من سحر مست و خراب می‌روم
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷من آن قلاش و رند بی‌نوایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸ما چو قدر وصلت، ای جان و جهان، نشناختیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹ما دگرباره توبه بشکستیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰افسوس! که باز از در تو دور بماندیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱گرچه ز جهان جوی نداریم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲ما، کانده تو نیاز داریم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳من که هر لحظه زار می‌گریم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.