پرش به محتوای اصلی
امامی هروی امامی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ز دل بگذر کرا پروای جانست

حدیث دل حدیث کودکانست

نشان دل چه می پرسی که از جان

درین ره یاد کردن بیم جان است

مرا وقتی دلی بودی و عمری

که آندل همچو دلبر بی نشناست

چو با جانان و دلبر در شهودم

دلم جانان و جانم دلستانست

چنان در حیرتم، ز اسرار غیبش

که گوئی آشکارم در نهانست

چنان مستغرقم ز انفاس لطفش

که گوئی آب ترکیبم روانست

نفس در کشف این اسرار شرکست

بقین در کوی این مذهب گمانست

باو گر هیچت ایمانست خود را

زره بر گیر و بنگر کو عیانست

مرا وقتی که در خود نیست گردم

ببین گر دیده ی داری که آنست

عبارت را خبر زین ماجرا نیست

امامی کافرست ار در میانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵ترک من دل بردن آئین می کند
  2. شمارهٔ ۶رای مرا چو شیفته روی خویش کرد
  3. شمارهٔ ۷مقصود ترک اول سالک نجات بود
  4. شمارهٔ ۸از هنر مرد بهره ور گردد
  5. شمارهٔ ۹مرا که گفت که دل بگسل از دیار و ز یار؟
  6. شمارهٔ ۱۰از نسیم زلفش ای باد سحر
  7. شمارهٔ ۱۱نه رای آنکه بترک دیار و یار کنم
  8. شمارهٔ ۱۲در محیطی فکنده ام زورق
همه‌ی غزلیات ←

امامی هروی درباره‌ی امامی هروی

ملک‌الشعراء رضی‌الدین ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر بن عثمان هروی (وفات ۶۸۶ ه‍. ق) متخلص به امامی از شاعران ایرانی اوایل روزگار ایلخانی است. زادگاه او هرات بوده و مدح پادشاهان کرت را کرده است. او از شاعرانی است که در سدهٔ هفتم روش شاعران شرقی را در شعر خود حفظ کرد. وی با شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی، خواجه مجدالدین همگر، ش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.