پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۲

مپیچ در سر زلف و بنفشه تاب مده

حجاب ظلمت شب را به آفتاب مده

دل خراب به چشم تو حال خود می گفت

به غمزه گفت که افسانه را به خواب مده

به روز گریه دلم را شکیب می فرمود

به هایهای بگفتم سخن به آب مده

چو ما ز لعل تو آب حیات می جوییم

بجانبی دگرم وعده سراب مده

شراب ناب به افسردگان بده ساقی

چو من به بوی تو مستم مرا شراب مده

صبا شمامه خاک دیار یار بیار

دگر مشام مرا زحمت گلاب مده

بپوش سرّ حقایق ز سفله ، ابن حسام

خراج گنج معانی به هر خراب مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۴نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۵دلم به چشم تو آمد به دودمان سیاه
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۶کَالْبَدْر مَحیَّاک مِن الحُسْنِ تلآلآ
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۷شبی به پیشِ تو خواهم نشست روی به روی
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۸بت گلعذار اگر از ره کرمی به ما گذری کنی
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۹تو را که درد نباشد به درد من نرسی
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۰مباد دیده روشن چو در نظر تو نباشی
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۱خوشا آن دل که جانانش تو باشی
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.