پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۱

ای به جبین و هر دو رخ زهره یکی و ماه دو

بر دلم از قد و خدت خانه یکی و ماه دو

ریخت دو چشمت از دلم خون عذار عذر خواست

ای همه عذر تو نکو عذر یکی گناه دو

جان ز لبت دو بوسه خواست گفت بساز بر یکی

ای دهنت زما به تنگ خواه یکی و خواه دو

ملک دلم خراب کرد سوز درون و آب چشم

چون نشود خراب ملک ، ملک یکی و شاه دو

گه به پنای آن دو زلف گاه بسایه قدت

ابن حسام را نگر سایه یکی پناه دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۳شب است و خال تو اندر خیال چشم سیاه
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۴نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۵دلم به چشم تو آمد به دودمان سیاه
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۶کَالْبَدْر مَحیَّاک مِن الحُسْنِ تلآلآ
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۷شبی به پیشِ تو خواهم نشست روی به روی
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۸بت گلعذار اگر از ره کرمی به ما گذری کنی
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۹تو را که درد نباشد به درد من نرسی
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۰مباد دیده روشن چو در نظر تو نباشی
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.