پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۰

مباد دیده روشن چو در نظر تو نباشی

بصر مباد کسی را که در بصر تو نباشی

مباد پسته و شکر چو از دهان و لب خویش

درون مجلس دل پسته و شکر تو نباشی

مرا به مجلس مستان شراب ناب نباید

اگر ز چشم و ز لب نقل ماحضر تو نباشی

کجا علاج پذیرد جراحت دل ریشم

شفای سینه ی مجروح من اگر تو نباشی

طبیب کرد دوای مشام من به ریاحین

چه جای بوی سپر غم چو غم سپر تو نباشی

نیاز و زاری ابن حسام کی بپذیرند

گرم به شب غرض از ناله سحر تو نباشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۲چون ذرّه به خورشید تو داریم هوایی
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۳شب وداع و غم هجر و درد تنهایی
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۴بر گرد مه ز غالیه پرگار می‌کشی
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۵از نرگس خوش خواب تو در عین سیاهی
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۶آن زلف مشَّوش وش اندر خم و تاب اولی
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۷ای روی تو آیینه انوار تجلّی
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۸کدام زهد و چه تقوی که خالی از خللی
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.