پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴

نظری سوی به ما کن صنما گاه به گاه

کان دو رخساره ببینیم مگر ماه به ماه

تا مگر ناله ام از رهگذری گوش کنی

می روم ناله کنان بر گذرت راه به راه

تا به آیینه رخسار تو زنگی نرسد

می نشیند شرر سینه من آه به آه

سایه سرو سهی زآن قد دلجوی بجوی

کام دل گر بدهد زآن لب دلخواه بخواه

صیت شعر تو در افواه جهان ابن حسام

منتشر گشت و به زودی برسد فاه به فاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۶کَالْبَدْر مَحیَّاک مِن الحُسْنِ تلآلآ
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷شبی به پیشِ تو خواهم نشست روی به روی
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸بت گلعذار اگر از ره کرمی به ما گذری کنی
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹تو را که درد نباشد به درد من نرسی
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰مباد دیده روشن چو در نظر تو نباشی
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱خوشا آن دل که جانانش تو باشی
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲چون ذرّه به خورشید تو داریم هوایی
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳شب وداع و غم هجر و درد تنهایی
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.