پرش به محتوای اصلی
ابن حسام خوسفی ابن حسام خوسفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹

ای قامت بلند تو ما را بلای دل

چون من که دیده ای که بود مبتلای دل

از دست دیده کار دل من به جان رسید

ای دیده ای که چه کردی به جای دل

خون دلم بریخت خیال لب تو دوش

آه از لب توام ندهد خونبهای دل

دل آرزوی لعل تو دارد به بوسه ای

گر وایه ی دلم نرسد از تو وای دل

دوش اندرون غنچه ی دلتنگ خون گرفت

از بس که گفت بلبلش از ماجرای دل

آیا کجا معالجه ی درد دل کنند

کانجا من از طبیب بپرسم دوای دل

ابن حسام مخزن گنج قناعت است

از لطف دوست کلبه ی احزان سرای دل

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۱ایا ز تاب جمال تو آفتاب خجل
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۲بگریست ابر نیسان والوَرد قَد تبَسَّم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۳تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۴ما به گلزار عذارت همه در بستانیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۵بیا بیا که دل بسته را گشاد دهیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۶ما وصال تو به زاری و دعا می‌طلبیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۷ما نیاریم که وصف تو کماهی بکنیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۸ما نیاریم که سوی تو نگاهی بکنیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن حسام خوسفی درباره‌ی ابن حسام خوسفی

مولانا محمد بن حسام‌الدین حسن بن شمس‌الدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بوده‌اند؛ و نیای او شمس‌الدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بوده‌است. وی به گفته دولتشاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.